هوش هیجانی و والدین
هوش هیجانی و والدین :
* آنچه که در زمینه هوش هیجانی در مدرسه فراگرفته می شود بایستی در خانواده تمرین شود.
* درباره احساساتتان صحبت کنید و جملات احساسی را به کودک آموزش دهید.
* کودکان ابراز احساسات یا سرکوبها را در خانواده فرا می گیرند.
* از احساسات کودک آگاه بوده و آنها را بشناسید و یاد بدهید که تمامی احساسات او قابل پذیرش است امٌا همه رفتارهای او نه!
* یک الگوی مناسب در کنترل هیجانی باشید به کودک توضیح دهید که چرا برخی مواقع احساسات و هیجاناتمان را کنترل می کنیم.
*بچٌه با حرفهای ما تربیت نمی شوند بلکه با رفتارهای ماست. مواظب رفتارهایمان باشیم.
* خانواده اولین مدرسه در زمینه شایستگی های عاطفی و هیجانی است.
والدین به چهار شکل به احساسات کودکان واکنش نشان می دهند ( یا ترکیبی از چهار شکل )
سبک های فرزند پروری
1- والدین سهل انگار:
- نسبت به احساسات کودکان بی اهمیت هستند .... او هنوز خیلی کوچک است .... بچه است.
- می خواهند هیجانات منفی کودک به سرعت از بین برود.
- می خواهند کودک را از احساساتش جدا کنند.
- هیجانات کودک مورد تمسخر قرار می گیرد.
- وقتی احساسات کودک ظاهر می شود والدین احساس ناراحتی ، ترس و اضطراب می کنند.
- هیجانات کودک به عنوان خواسته ای برای به کرسی نشاندن خواسته ها دیده می شود.
- احساسات کودک به حداقل رسانده می شود.
- حل مسائل را به کودک آموزش نمی دهند. فکر می کنند که زمان بسیاری از مشکلات را حل می کند.
کودک در برابر والدین سهل انگار یاد می گیرد احساساتشان غلط، نامناسب و نا معتبر است. از این رو نمی تواند هیجانات خود را تنظیم یا کنترل کند.
2- والدین ناراضی غیر تایید کننده:
- منفی گرا تر ازوالدین سهل انگارند.
- ابراز احساسات کودک مورد قضاوت و سرزنش قرار می گیرد. مثلاً: یک نفر نباید انقدر بلند گریه کند.
- تاٌکید فراوانی بر همنوا شدن با استانداردهای رفتاری خوب مطرح است.
- کودک به خاطر ابراز احساسات خود سرزنش شده و تنبیه می شود.
- این اعتقاد وجود دارد که ابراز هیجانات منفی بایست در یک زمان محدود باشد. مثلاٌ: تو نباید اجازه بدهی دیگران ناراحتی تو را ببینند.
- براین باورند که هیجانات منفی منعکس کننده ویژگی های شخصیتی بد است.
- این باور وجود دارد که کودک هیجانات منفی را مورد استفاده قرار می دهد تا دیگران را سرکار بگذارد.
- براین باورند که هیجانات و عواطف آدم را ضعیف می کند.
- به هیجانات منفی به عنوان یک کالا نگریسته می شود که نباید هدر داد. مثلاٌ: چیزهای مهمتری وجود دارند که براشون گریه کرد نه برای شکستن اسباب بازی ات.
3- والدین آزاد گذارنده:
- آزادانه تمامی ابراز احساسات کودک را می پذیرند.
- با هیجانات منفی تجربه شده از سوی کودک راحت برخورد می شود و حس آرامش به او داده می شود. مثلاٌ: نگران نباش.
- یک راهنمایی اندک در زمینه برخورد با هیجانات به کودک ارائه می شود. ( آموزش داده نمی شود )
- به کودک کمک نمی کنند تا مشکلشان حل شود
تاٌثیر بر کودک:
* این کودکان نیز نمی توانند کاملاً احساسات خود را کنترل کنند. این کودکان در کنترل هیجانات خود آموزش کافیندیده اند و از این رو برای آنها دشوار است که ارتباط مناسبی با دوستانشان داشته باشند.
4- والدینی با سیاست هدایت هوش هیجانی:
- به احساسات کودک اعتبار داده می شود. مثلاٌ: انگار تو ناراحتی؟ می خواهی در مورد این موضوع با هم صحبت کنیم ؟
- برای احساسات منفی کودک به عنوان فرصتی برای صمیمیت ارزش قائل می شوند.
- می توانند زمانی که کودک غمگین ، خشمگین و ترسیده است تحمل کنند.
- والدین از ارزش ها و هیجانات خود آکاهند.
- به جهان هیجانات منفی به عنوان عرصه ای مهم برای فرزند پروری نگریسته می شود.
- در مواجهه با هیجانات کودک سرگشته و مضطرب نیستند.
- به هیجانات و عواطف کودک احترام گذاشته می شود.
- احساسات منفی کودک را بزرگ نمایی یا مسخره نمی کنند.
تاًثیر بر کودک :
* کودک احساس می کند آگاه است و می تواند احساساتش را کنترل کند و احساس خوبی نسبت به خود و دیگران دارند.

علمی ........فرهنگی ........آموزشی