هوش هیجانی و والدین

هوش هیجانی و والدین :

* آنچه که در زمینه هوش هیجانی در مدرسه فراگرفته می شود بایستی در خانواده تمرین شود.

* درباره احساساتتان صحبت کنید و جملات احساسی را به کودک آموزش دهید.

* کودکان ابراز احساسات یا سرکوبها را در خانواده فرا می گیرند.

* از احساسات کودک آگاه بوده و آنها را بشناسید و یاد بدهید که تمامی احساسات او قابل پذیرش است امٌا همه رفتارهای او نه!

* یک الگوی مناسب در کنترل هیجانی باشید به کودک توضیح دهید که چرا برخی مواقع احساسات و هیجاناتمان را کنترل می کنیم.

*بچٌه با حرفهای ما تربیت نمی شوند بلکه با رفتارهای ماست. مواظب رفتارهایمان باشیم.

* خانواده اولین مدرسه در زمینه شایستگی های عاطفی و هیجانی است.

والدین به چهار شکل به احساسات کودکان واکنش نشان می دهند ( یا ترکیبی از چهار شکل ) 

 سبک های فرزند پروری

1- والدین سهل انگار:

 - نسبت به احساسات کودکان بی اهمیت هستند .... او هنوز خیلی کوچک است .... بچه است.

 - می خواهند هیجانات منفی کودک به سرعت از بین برود.

- می خواهند کودک را از احساساتش جدا کنند.

 - هیجانات کودک مورد تمسخر قرار می گیرد.

 - وقتی احساسات کودک ظاهر می شود والدین احساس ناراحتی ، ترس و اضطراب می کنند.

  - هیجانات کودک به عنوان خواسته ای برای به کرسی نشاندن خواسته ها دیده می شود.

 - احساسات کودک به حداقل رسانده می شود.

- حل مسائل را به کودک آموزش نمی دهند. فکر می کنند که زمان بسیاری از مشکلات را حل می کند.

کودک در برابر والدین سهل انگار یاد می گیرد احساساتشان غلط، نامناسب و نا معتبر است. از این رو نمی تواند هیجانات خود را تنظیم یا کنترل کند.

2- والدین ناراضی غیر تایید کننده:

 - منفی گرا تر ازوالدین سهل انگارند.

 - ابراز احساسات کودک مورد قضاوت و سرزنش قرار می گیرد. مثلاً: یک نفر نباید انقدر بلند گریه کند.

 - تاٌکید فراوانی بر همنوا شدن با استانداردهای رفتاری خوب مطرح است.

- کودک به خاطر ابراز احساسات خود سرزنش شده و تنبیه می شود.

- این اعتقاد وجود دارد که ابراز هیجانات منفی بایست در یک زمان محدود باشد. مثلاٌ: تو نباید اجازه بدهی دیگران ناراحتی تو را ببینند.

 - براین باورند که هیجانات منفی منعکس کننده ویژگی های شخصیتی بد است.

- این باور وجود دارد که کودک هیجانات منفی را مورد استفاده قرار می دهد تا دیگران را سرکار بگذارد.

 - براین باورند که هیجانات و عواطف آدم را ضعیف می کند.

 - به هیجانات منفی به عنوان یک کالا نگریسته می شود که نباید هدر داد. مثلاٌ: چیزهای مهمتری وجود دارند که براشون گریه کرد نه برای شکستن اسباب بازی ات.

3- والدین آزاد گذارنده:

- آزادانه تمامی ابراز احساسات کودک را می پذیرند.

- با هیجانات منفی تجربه شده از سوی کودک راحت برخورد می شود و حس آرامش به او داده می شود. مثلاٌ: نگران نباش.

- یک راهنمایی اندک در زمینه برخورد با هیجانات به کودک ارائه می شود. ( آموزش داده نمی شود )

- به کودک کمک نمی کنند تا مشکلشان حل شود

تاٌثیر بر کودک:

* این کودکان نیز نمی توانند کاملاً احساسات خود را کنترل کنند. این کودکان در کنترل هیجانات خود آموزش کافیندیده اند و از این رو برای آنها دشوار است که ارتباط مناسبی با دوستانشان داشته باشند.

4- والدینی با سیاست هدایت هوش هیجانی:

  - به احساسات کودک اعتبار داده می شود. مثلاٌ: انگار تو ناراحتی؟ می خواهی در مورد این موضوع با هم صحبت کنیم ؟

 - برای احساسات منفی کودک به عنوان فرصتی برای صمیمیت ارزش قائل می شوند.

  - می توانند زمانی که کودک غمگین ، خشمگین و ترسیده است تحمل کنند.

  - والدین از ارزش ها و هیجانات خود آکاهند.

 - به جهان هیجانات منفی به عنوان عرصه ای مهم برای فرزند پروری نگریسته می شود.

  - در مواجهه با هیجانات کودک سرگشته و مضطرب نیستند.

   - به هیجانات و عواطف کودک احترام گذاشته می شود.

   - احساسات منفی کودک را بزرگ نمایی یا مسخره نمی کنند.

تاًثیر بر کودک :

* کودک احساس می کند آگاه است و می تواند احساساتش را کنترل کند و احساس خوبی نسبت به خود و دیگران دارند.

ادامه نوشته

هوش هیجانی چیست؟

هوش عاطفی، هوش احساسی یا هوش هیجانی (که ضریب آن با EQ نشان داده می شود) شامل شناخت و کنترل عواطف و هیجان‌های خود است. به عبارت دیگر، شخصی که EQ بالایی دارد سه مؤلفهٔ هیجان‌ها را به طور موفقیت آمیزی با یکدیگر تلفیق می‌کند (مؤلفهٔ شناختی، مؤلفهٔ فیزیولوژیکی و مؤلفهٔ رفتاری).

کاربردهای هوش هیجانی در زندگی

هوش هیجانی به دلیل کاربردهایی که دارد، جایگاهی بسیار مهم پیدا کرده است. بویژه برای کودکان که کمک های بسیاری میکند. هوش هیجانی به کودکان کمک میکند تا در موقعیت های تهدید کننده و خطرناک، عکس العمل مناسب تری برای نجات خود انجام دهند. همچنین با کمک هوش هیجانی می توانند به ریشه های غم و شادی در خود پی ببرند و آن را مدیریت کنند.حساسیت و هوش هیجانی بالاتر به کودکان کمک می کند تا نیازهای دیگران را درک کنند و حداقل با همدلی به آنها کمک کنند و با کنترل بر احساسات خود، حس مسئولیت پذیری در خود را تقویت کنند. در مجموع هوش هیجانی به خصوص به کودکان ما کمک می کند تا یادگیری بهتر ی داشته باشند و خوشحال تر و سالم تر و موفق تر از دیگران باشند.

همچنین متون علم مدیریت بر این باور هستند که رهبران و مدیران با هوشهای هیجانی بالاتر، توان بیشتری برای هدایت سازمان تحت کنترلشان دارند.یافته های جدید نشان می دهد عملکرد کارکنانی که دارای وجدان کاری و احساس وظیفه شناسی بالایی هستند اما فاقد هوش هیجانی و اجتماعی هستند در مقایسه کارکنان مشابهی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند، ضعیف تر است.

چگونگی آموزش در کودکی

والدین باید بیشتر از هر چیز به فکر داشتن اطلاعات درباره احساسات و هیجانات باشند. باید محیطی را ایجاد کرد که همه به بیان احساسات خود بپردازند. از بچه خواسته شود احساسات خود را نقاشی کند و یا به زبان بیاورد. احساس امنیت و فضای حمایتی نیز به این روند کمک خواهد کرد.

عوامل مؤثر در هوش هیجانی

شناخت عواطف شخصی:خود آگاهی-تشخیص هر احساس به همان صورتی که بروز می کند-سنگ بنای هوش هیجانی است .توانایی نظارت بر احساسات در هر لحظه برای به دست آوردن بینش روان شناختی و ادراک خویشتن نقشی تعیین کننده دارد.ناتوانی در تشخیص احساسات راستین، ما را به سردرگمی دچار می کند.افرادی که نسبت به احساسات خود اطمینان بیشتری دارند، بهتر می توانند زندگی خویش را هدایت کنند.این افراد درباره احساسات واقعی خود در زمینه اتخاذ تصمیمات شخصی از انتخاب همسر آینده گرفته تا شغلی که بر می گزینند، احساس اطمینان بیشتری دارند.

به کار بردن درست هیجان ها :قدرت تنظیم احساسات خود، توانایی ای است که بر حس خود آگاهی متکی می باشد.که شامل ظرفیت شخص برای تسکین دادن خود، دور کردن اضطراب ها، افسردگی ها یا بی حوصلگی های متداول-و پیامد های شکست در این مهارت عاطفی، است.افرادی که به لحاظ این توانایی ضعیفند، دایما با احساس نومیدی و افسردگی دست به گریبانند، در حالی که افرادی که در آن مهارت زیادی دارند، با سرعت بسیار بیشتری می توانند ناملایمات زندگی را پشت سر بگذارنند.

برانگیختن خود : برای عطف توجه، برانگیختن شخصی، تسلط بر نفس خود، و برای خلاق بودن لازم است سکان رهبری هیجان ها را در دست بگیرید تا بتوانید به هدف خود دست یابید.خویشتن داری عاطفی- به تاخیر انداختن کامرواسازی و فرونشاندن تکانش ها -زیر بنای تحقق هر پیشرفتی است.توانایی دستیابی به مرحله غرقه شدن در کار، انجام هر نوع فعالیت چشم گیر را میسر می گرداند.افراد داری این مهارت، در هر کاری که بر عهده می گیرند بسیار مولد و اثر بخش خواهند بود .

شناخت عواطف دیگرانهمدلی، توانایی دیگری که بر خود آگاهی عاطفی متکی است اساس "مهارت ارتباط با مردم" است. افرادی که از همدلی بیشتری برخوردار باشند، به علایم اجتماعی ظریفی که نشان دهنده نیاز ها یا خواسته های دیگران است توجه بیشتری نشان می دهند.این توانایی آنان را در حرفه هایی که مستلزم مراقبت از دیگرانند، تدریس، فروش و مدیریت موفق تر می سازد.

حفظ ارتباط ها :بخش عمده ای از هنر برقراری ارتباط، مهارت کنترل عواطف در دیگران است، مانند صلاحیت یا عدم صلاحیت اجتماعی و مهارت های خاص لازمه آن.اینها توانایی هایی هستند که محبوبیت، رهبری و اثر بخشی بین فردی را تقویت می کنند.افرادی که در این مهارت ها توانایی زیادی دارند، در هر آنچه که به کنش متقابل آرام با دیگران باز می گردد بخوبی عمل می کنند، آنان ستاره های اجتماعی هستند.

البته افراد از نظر توانایی های خود در هر یک از این حیطه ها، با یکدیگر تفاوت دارند و ممکن است بعضی از ما مثلا در کنار آمدن با اضطراب های خود کاملا موفق باشیم، اما در تسکین دادن نا آرامی های دیگران چندان کار آمد نباشیم.بدون شک، زیر بنای اصلی سطح توانایی ما، عصب است اما مغز به طرز چشم گیری شکل پذیر است و همواره در حال یادگیری است.سستی افراد را در مهارت های عاطفی می توان جبران کرد:هرکدام از این حیطه ها تا حد زیادی نشانگر مجموعه ای از عادات و واکنش هاست که با تلاش صحیح، می توان آنها را بهبود بخشید

تشویق نکردن بهترین تنبیه کودک

تنبیه به طور کلی مردود نیست، تنبیه در کنار تشویق اگر به موقع استفاده شود، باعث سوق دادن رفتار کودک یا نوجوان به مسیر صحیح، منطقی و جامعه‌پسند خواهد شد.

در تربیت فرزندان، تنبیه باید در کنار تشویق انجام شود به این معنی که وقتی کودک کار خوبی انجام می‌دهد باید تشویق شود تا آن رفتار خوب را تکرار کند و تشویق تقویت‌کننده یک حالت مثبت است در مقابل تنبیه از یک فعالیت یا رفتار بد بازدارندگی ایجاد می‌کند. متأسفانه در فرهنگ ما و در ذهن والدین نخستین چیزی که شکل می‌گیرد داد زدن بر سر کودک یا تنبیه بدنی است در حالی که این تنبیه به هیچ عنوان مورد تأیید نیست. این رفتار والدین به عنوان بازدارنده کارایی نخواهد داشت. چرا که هر رفتاری از سوی والدین که باعث ترس و نگرانی کودک شود مانند چشم‌غره یا کتک باعث ناهنجاری رفتاری در آینده می‌شود.
بهترین تنبیه کودک، تشویق نکردن اوست. به عبارتی باید کودک را از فعالیت‌ها و کاری که مطابق میل و خواسته اوست به طور موقت محروم کرد. مثلاً اگر کودک درس نخواند، خواهر یا برادر خود را اذیت کرد یا بی‌انضباطی کرد می‌توان در مقابل او را از رفتن به سینما یا مهمانی موقتاً منع کرد. متأسفانه والدین در مواجهه با کار بد کودکان می‌خندند یا به او باج می‌دهند.
تنبیه به طور کلی مردود نیست، تنبیه در کنار تشویق اگر به موقع استفاده شود، باعث سوق دادن رفتار کودک یا نوجوان به مسیر صحیح، منطقی و جامعه‌پسند خواهد شد.
برای تنبیه سن خاصی مطرح نیست و حتی برای کودکان ۳-۲ ساله در صورت انجام رفتار بد، باید تنبیه یا رفتار بازدارنده اعمال شود.

برخی والدین اگر چه تنبیه بدنی را برای کودکان خود به کار نمی‌گیرند اما با «چشم‌غره» سعی در تربیت فرزندان خود دارند و معتقد هستند «یک نگاه برای بازداشتن کودک کافی است» غافل از اینکه این نگاه از ۱۰۰بار کتک زدن بدتر است. زیرا کودک برای مقابله با پدر و مادر مبادرت به تکرار آن رفتار ناپسند می‌کند.
همچنین تنبیه بدنی هم  عواقب جبران ناپذیری دارد. این امر باعث برانگیختن نفرت و احساس خشم کودک نسبت به والدین می‌شود.
شاید این طور به نظر برسد که کودک بعد از چند دقیقه کتک را فراموش می‌کند و به بازی ادامه می‌دهد اما در واقع این تنبیه در ناخودآگاه او می‌ماند و نوعی عقده حقارت، ناراحتی و خشم نسبت به والدین پیدا می‌کند چرا که ضعف و قوانین اجتماعی مانع مقابله به مثل می‌شود. کودک در مقابل پدر یا مادر کوتاه می‌آید و همین مسئله احساس سرخوردگی را در او ایجاد می‌کند.
تنبیه‌های مکرر در بزرگسالی به افسردگی و اضطراب منجر می‌شود. به طور مثال کودکی که پدر یا مادر عصبی دارد، با انجام هر کار بد دائم دچار اضطراب و نگرانی ناشی از ترس تنبیه بدنی و کتک می‌شود.
به گفته وی، کودکانی که زیاد تنبیه می‌شوند در زندگی اجتماعی موفق نخواهند بود. والدین باید این واقعیت را بپذیرند که تنبیه بدنی کودکان مشکلات زیادی برای آحاد جامعه به وجود می‌آورد.
افرادی که از تنبیه‌‌ بدنی به عنوان ابزار استفاده می‌کنند به نوعی بیمار و نیازمند روان درمانی هستند چون نتوانسته‌اند تحمل کنند و آستانه تحمل‌پذیری پایین دارند. افرادی که تنبیه می‌شوند نیز در آینده نیاز به درمان پیدا می‌کنند و اغلب در بزرگسالی به دلیل افسردگی به پزشک مراجعه می‌کنند.
رفتارهایی از جمله تحقیر، تمسخر یا مقایسه با همسالان هم از دیگر رفتارهای غلط والدین است. این رفتار، تنبیه همراه با تبعیض است که علاوه بر ایجاد نفرت نسبت به والدین، نفرت و ناراحتی نسبت به خواهر، برادر یا دیگر همسالان را نیز به دنبال دارد.

مزایای یادگیری چرتکه

حافظه عبارتست از: توانایی ذخیره و بازیابی اطلاعات و تجارب.

مشخص شده است که حافظه‌ای که  در نیمکره چپ مغز وجود دارد بلند مدت نیست، اما تصویری که درنیمکره‌راست مغز ثبت شده برای همیشه در ذهن می‌ماند. با تحریک نیمکره‌ راست مغز از طریق حساب ذهنی، و در ترکیب آن با هوشیاری از چشم‌ها ،گوش‌ها و دست‌ها، توانایی ذخیره وبازیابی با هم توسعه داده شده می‌شود.
بنابراین، توانایی برای حل مسائل ریاضی۱۰رقمی تنها در چند ثانیه فقط یک موفقیت کوچک در مقایسه با آموزش واقعی ذهنی است که به منظور دست‌یابی به مهارت برای انجام محاسبات سریع انجام می‌شود.
از جمله مزایا یادگیری چرتکه می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

·         توسعه و استفاده از تمام مغز

·         بهبود سرعت و دقت

·         بهبود حافظه

·         ارتقاء خلاقیت و تمرکز

·         بهبود اعتماد به نفس و در نتیجه عملکرد بهتر

·         قادر ساختن دانش آموزان به حل مسائل ریاضی (جمع، تفریق، ضرب و تقسیم) در زمان کوتاه

·         بهبود قدرت تخیل

آلبرت انیشتن معتقد بود که تصویر سازی (تخیل) از دانش مهم‌تر است، برای اینکه تصویر سازی منبع اصلی کشف دانش است.

ما به دو دلیل پیشنهاد می کنیم فرزند شما باید کار باچرتکه را یاد بگیرد:
اول اینکه کار کردن با چرتکه مانند یک تفریح است. همچنین با کمی تمرین می‌تواند دوستانش را بامهارت‌های محاسبهای شگفت انگیز به وسیله محاسبه مقادیر ذهنی تحت تأثیر قرار دهد.
دوم ، شما می‌توانید به فرزند خود کمک کنید تا چیزهای بیشتری نسبت به مهارت‌های ریاضی بدست آورد. شما می‌توانید اعتماد به نفس فرزند خود را تقویت کنید، حس موفقیت را ایجاد نمایید، تفکر بصری را ارتقاء دهید، توانایی حل مسأله (مشکل) را افزایش دهید،خلاقیت، تمرکز و استقامت ذهنی را بهبود دهید.

مفهوم جهانی سیستم حساب ذهنی UCMAS

 برنامه حساب ذهنی UCMAS یک برنامه منحصر به فرد برای رشد کودک است که در سال 1993 توسط دکتر دینو ونگ در کشور مالزی ابداع گردید. این برنامه با استفاده از یک سیستم محاسبه نوآورانه با به‌کارگیری چرتکه سبب پویایی مغز (نیمکره‌ چپ و نیمکره‌ راست) به طور هم ‌زمان می‌شود.

دانش آموزان در سنین بین 5 تا 13 سال با یادگیری محاسبه ذهنی سریع و دقیق ظرفیت ذهن خود را توسعه می‌دهند که این سبب بهبود مهارت‌هایی نظیر مدیریت زمان، تمرکز و توانایی حل مسأله می‌شود که به موفقیت در همه رشته‌ها و زندگی روزمره می انجامد.

UCMAS نه تنها منجر به ایجاد اعتماد به نفس و تسلط در انجام محاسبات می‌شود، بلکه این برنامه با ایجاد یک چهارچوب زیربنایی سبب توسعه مهارت‌های مورد نیاز یادگیری در مدرسه و زندگی روزمره کودکان می‌‌گردد.

aba x ریشه کلمه چرتکه یونانی بوده و از کلمه به معنی تخته محاسبه گرفته شده است و بنا بر یافته‌های تاریخی اولین چرتکه چینی 500 سال قبل از میلاد اختراع شده است. البته مدل پیشرفته‌تر آن یعنی چرتکه‌ای که در حال حاضر از آن استفاده می‌کنیم از حدود 1300 سال بعد از میلاد مسیح در کشور چین مورد استفاده قرار گرفته است.           

چرتکه ابزاری است برای محاسبه چهار عمل اصلی (جمع، تفریق، ضرب و تقسیم) در ریاضی و در حالت پیشرفته‌تر برای محاسبه کسر و ریشه مربع اعداد نیز مورد استفاده قرار گرفته است. 

امروزه مغازه داران آسیایی برای محاسبات خود همچنان از چرتکه استفاده می‌کنند. از جمله کشورها می‌توان ژاپن را که يكی از بزرگ‌ترین توليد‌كنند‌گان لوازم نوين الكترونيكی است نام برد. اولین چیزی که توجه هر مسافر را د‌ر اين كشور به خود ‌جلب می‌كند،‌ استفاد‌ه فروشند‌گان ژاپنی از "چرتكه" است. آن‌هابه کمک چرتکه و مهارت د‌ستشان به‌ سرعت ‌و پس از چند حرکت سريع و ماهرانه، قيمت کالاها را محاسبه کرده و به مشتری می‌گويند.‌

ساختار چرتکه:

چرتکه استاندارد برای انجام چهار عمل اصلی ریاضی مورد استفاده قرار می‌گیرد و می‌توان از آن برای محاسبه ریشه دوم و سوم اعداد نیز استفاده کرد. چرتکه از یک قاب (از جنس چوب و یا پلاستیک) تشکیل شده که چندین میله عمودی در آن جاسازی شده است. هر یک از این میله‌ها تعدادی مهره را نگه می‌دارند که با حرکت مهره‌ها در جهت بالا و پایین میله رقم‌هایی محاسبه می‌گردد. همچنین یک میله افقی نیز فضای داخل قاب را به دو قسمت تقسیم می‌کند که به نام ردیف بالا و ردیف پایین نامیده می‌شوند.

اجزای چرتکه: 

برای استفاده از چرتکه، آن‌را بر روی سطح صافی مانند میز یا روی پا قرار می‌دهند و تمام مهره‌های بالا و پایین را به سمت مخالف میله افقی حرکت می‌دهند. ارزش عددی هر مهره در ردیف بالا 5 و در ردیف پایینی معادل 1 است. هنگامی که مهره‌ها به سمت میله افقی حرکت داده شوند در واقع شمرده شده‌اند....

چگونه والدینی موثر باشیم

در این خصوص می‌توان به چند مورد اشاره کرد از جمله این‌که:

 -به جای این‌که شما برای فرزندتان مطالبی‌ را بخوانید و او گوش کند بهتر است جایتان‌ را عوض کنید.دانش‌آموزانی که در منزل‌ و برای والدین به خواندن کتاب،مجله،روزنامه‌ و...می‌پردازند در مدرسه عملکرد بهتری‌ دارند.

 -وقتی دانش‌آموز مطلبی را برایتان‌ می‌خواند درباره چگونگی و مفاهیم آن با وی گفتگو کنید تا درک مطلب و تفکر او نیز تقویت شود.

 -از تلویزیون به نحو مطلوب استفاده‌ کنید.بررسی‌ها نشان می‌دهد کارایی‌ دانش‌آموزانی که هرروز به مدت چند ساعت‌ متوالی پای تلویزیون می‌نشینند به مراتب‌ کمتر از افرادی است که در نهایت روزی دو ساعت تلویزیون می‌بینند.پس برنامه‌ریزی‌ صحیی برای تماشای تلویزیون داشته‌ باشند،در ضمن انتخاب برنامه‌های‌ تلویزیونی و محتوای آنها نیز باید به دقت‌ و با نظارت شما انجام شود.

 -برای کمک به فرزندان یک برنامه‌ریزی‌ درسی منظم داشته باشید تا هرروز سر ساعات مشخص به انجام تکالیف خاص‌ بپردازد و شما نیز طبق برنامه معین شده‌ در زمان‌های مشخص به او کمک می‌کنید نه این‌که مرتب و در هر درسی شما را صدا بزند تا کنارش باشید و با او درس‌ها را مرور کنید.برای مثال هفته‌ای سه روز سر یک ساعت معین به او کمک کنید.

 -با مدرسه و معلمان در تماس باشید.منتظر نباشید تا از طرف مدرسه برای شرکت در یک جلسه خاص دعوت شوید.با معلمان‌ در تماس باشید تا بدانید فرزندتان در چه‌ دروسی قوی‌تر و در کدام دروس ضعیف‌تر است که در برنامه‌ریزی‌های منزل وقت‌ بیشتری را برای از میان بردن نقاط ضعف‌ اختصاص دهید.

 -زمانی را برای گفتگو و نه سوال و جواب‌های گزارشی و خسته‌کننده با دانش‌آموز اختصاص دهید.براساس آمار بیش از 27 درصد از دانش‌آموزان تمایل‌ دارند درباره مسایل مختلف که بعضی‌ نیز لزوما درسی نیستند و شاید محیطی‌ و ارتباطی باشند با والدین صحبت کنند، البته در شرایطی آرام و دوستانه نه این‌ که دایم مورد انتقاد واقع شوند.همین‌ مساله می‌تواند موجب صمیمیت بیشتر دانش‌آموزان با والدین شده و انگیزه آنها را به تحصیل افزایش دهد.

 -برای کمک به تحصیل فرزندانتان باید از شیوه‌های معلمان در کلاس نیز آگاه باشید تا هماهنگ با آن عمل کنید.در غیر این‌ صورت ممکن است اقدام به شیوه خودتان‌ موجب بروز اختلاف و سردرگمی در روش‌های مدرسه شود.

 -در دسترس باشید،اما در هنگام لزوم‌ عمل کنید.متاسفانه برخی والدین به دلیل‌ توجه بیش از حد به فرزندانشان مرتب‌ هنگام درس خواندن به او سر می‌زنند و از او می‌پرسند صفحه چندم است و اوضاع‌ چگونه پیش می‌رود و تمرکز او را برهم‌ می‌زنند.کارشناسان توصیه می‌کنند که‌ والدین در دسترس و در صورت امکان در منزل باشند،اما مشغول کارهای خود باشند تا دانش‌آموز نیز در آرامش به درس‌های‌ خود برسد.

 -می‌توانید از منابع جالب و سرگرم‌کننده‌ غیردرسی برای کمک به فرزند دانش‌آموزتان‌ کمک بگیرید.

همکاری‌ والدین در کمک به انجام تکالیف و مطالعه‌ دانش‌آموزان لزوما به‌معنای موفقیت آنها در تحصیل نیست.

 پس بهتر است از وقتی‌ که دانش‌آموزان به سن نه سال می‌رسند و هنوز به دبستان می‌روند والدین آنها را به‌ مطالعه و پیشرفت‌های تحصیلی علاقه‌مند کنند و به تدریج مسولیت‌های درسی را به عهده خودشان بگذارند تا این‌که پا به‌ پای آنها و در کنارشان درس‌ها را مرور و تمرین کنند 

اولین مرور بعد از مطالعه،42 ساعت بعد از اولین یادگیری‌ است.

 یک هفته بعد،باید برای بار دوم،مطلب‌ را مرور کنید

 اما یک ماه بعد،دوباره باید مطلب‌ موردنظر را مطالعه کنید 

 و آخرین مرحله، چهار ماه بعد است.

 اگر مرحله‌های مرور را به‌طور دقیق اجرا کنید،مطمئن باشید که‌ مطلب برای همیشه در(حافظه بلندمدت) شما باقی خواهد ماند.

سه دلیل عمده‌ وجود دارد که مطلب‌ها را به خوبی‌ یادآوری نمی‌کنند،که در این‌جا آن‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهیم:

 عدم مطالعه درس هرروز در همان‌روز

باید درس‌های داده شده در هرروز را،همان‌روز مطالعه کنند،در غیر این صورت،مطلب‌ها به‌ خوبی یادآوری نخواهند شد.

  عدم رعایت فاصله‌های زمانی مرور

اگر فاصله‌های زمانی مرور،به درستی‌ رعایت نشوند،سبب عدم یادآوری مطلب‌ خواهند شد.

 عدم دسته‌بندی اطلاعات

 منبع : مجله بهداشت روان 

گرد آورنده : نگین ملکی

 

دیر خوابیدن یادگیری کودکان را کاهش می‌دهد

تحقیقات انجام شده روی کودکان، نشان می دهد که آن دسته از کودکانی که شبها بعد از ساعت 9 و در ساعت‌های متغیر می‌خوابند در خواندن و حساب کردن از بچه‌هایی که سر وقت و به اندازه کافی می‌خوابند عقب‌تر هستند.

تحقیقات انجام شده روی کودکان، نشان می دهد که آن دسته از کودکانی که شبها بعد از ساعت 9 و در ساعت‌های متغیر می‌خوابند در خواندن و حساب کردن از بچه‌هایی که سر وقت و به اندازه کافی می‌خوابند عقب‌تر هستند.
به گزارش مهر، به گفته محققان، خواب ناکافی تنظیم طبیعی بدن را بر هم می زند و این باعث می شود توانایی مغز برای یادگیری اطلاعات تازه کاهش یابد.
در این تحقیق پژوهشگران اطلاعاتی را درباره یازده هزار کودک سه، پنج و هفت ساله جمع آوری کردند تا دریابند آیا یادگیری آنها ربطی به عادت خوابیدن شان دارد یا نه.
این تحقیق در انگلیس نشان داد نامنظم بودن ساعت خواب در کودکان سه ساله بیشتر از سنین دیگر است و در هفت سالگی نیمی از کودکان سر وقت می خوابند، یعنی بین هفت و نیم تا هشت شب.
علاوه بر این، تاثیر بدخوابی و کم‌خوابی در دختر بچه‌ها بیشتر از پسربچه ها است و به مرور زمان هم افزایش پیدا می کند.

آکادمی متخصصان کودکان آمریکا درباره تماشای تلویزیون و استفاده از کامپیوتر به والدین توصیه می کند:
- کودکان تا دوسالگی بهتر است از تماشای تلویزیون یا استفاده از کامپیوتر پرهیز کنند. مغز کودکان در سالهای اول بسیار سریع رشد می‌کند و آنها از طریق تعامل با دیگران چیز یاد می‌گیرند نه از زل زدن به صفحه نمایشگر.
- اتاق خواب بچه‌ها را از تلویزیون، کامپیوتر و بازی‌های کامپیوتری مصون نگهدارید.
- به کودکان آموزش رسانه‌ای بدهید: از رسانه‌های مکتوب مثل کتاب و روزنامه استفاده کنید، برنامه‌های با کیفیت انتخاب کنید، خودتان با کودکان تلویزیون تماشا کنید و از این فرصت برای آموزش و معنی کردن تبلیغات و غیره استفاده کنید.
- تماشای بیش از حد تلویزیون یا صفحه کامپیوتر باعث اختلال تمرکز، اختلال خواب، چاقی و افت تحصیلی می‌شود.
- توصیه می‌شود مجموعه استفاده از وسایل بصری (تلویزیون، کامپیوتر، بازی‌های ویدئویی) روزی بیشتر از دو ساعت نباشد.
به گفته پروفسور آماندا ساکر، استاد دانشگاه کالج لندن که این پژوهش زیر نظر او انجام شده، بی نظمی در خواب نشانه آشفتگی زندگی خانواده است و به نظر می‌رسد که تاثیر منفی در رشد مهارت‌های شناختی کودکان بیشتر محصول این بی‌نظمی در زندگی خانواده است تا اختلال خواب.
به گفته محققان، کودکان خانواده های محروم یا دچار مشکلات خانوادگی بیشتر مبتلا به بی‌نظمی در خواب شب هستند. در این خانواده‌ها والدین کمتر ممکن است قبل از خواب برای کودکانشان کتاب بخوانند؛ این کودکان بیشتر تلویزیون نگاه می کنند و معمولا پای تلویزیون می‌خوابند.
به گفته پروفسور ساکر، نتیجه تحقیق نشان می دهد که عادت دادن بچه‌ها به خواب مناسب از ابتدای کودکی بهترین گزینه است، اما هیچوقت برای شروع دیر نیست.
پژوهشگران می‌گویند هیچ نشانه‌ای از اینکه خوابیدن زودتر از هفت و نیم شب در توانایی مغز کودکان تاثیر مثبت بگذارد، وجود ندارد.
دکتر رابرت اسکات-جاپ استاد کالج سلطنتی بیماری‌ها و سلامت کودکان، درباره این تحقیق می‌گوید: "در نگاه اول به نظر می‌رسد که خواب کمتر باعث کم شدن هوش کودکان می‌شود."
وی افزود : "اما عوامل اجتماعی و زیستی که در رشد مغز کودکان تاثیر می گذارند ارتباطی بسیار پیچیده با یکدیگر دارند؛ با این حال به نظر من، تمام کودکان برای اینکه بهترین عملکرد را در مدرسه داشته باشند، صرف نظر از زمینه خانوادگی، باید شبها خوب بخوابند."
به گفته متخصصان حدود ده ساعت خواب شبانه برای کودکان زیر هفت سال ضروری است.

از دلایل بی‌میلی کودکان به صبحانه

والدین باید توجه داشته باشند کودکان را قبل از ساعت ۹ به رختخواب ببرند تا صبح زود و با نشاط از خواب بیدار شوند.

صبحانه یکی ازوعده‌های مهم غذایی در طول روز است. صبحانه، سیستم دفاعی بدن، سیستم گوارش و فکر و اندیشه را به کار می‌اندازد. تحقیقات نشان می‌دهد مصرف صبحانه باعث افزایش قدرت یادگیری و ایجاد تمرکز بیشتر در کودکان می‌شود.

 دلیل بعدی بی میلی کودکان به صبحانه  تکراری و یکنواخت بودن صبحانه است و طبق تجربه غذایی باید از صبحانه‌هایی شروع کنیم که بچه‌ها دوست دارند و هیچ گاه اصرار و تهدیدی در خوردن صبحانه نباید به عمل آید. بهتر است والدین زود بیدار شده، صبحانه را آماده کرده و به تنوع روزانه آن توجه کنند. شما در روزهای مختلف هفته، صبحانه‌های مختلفی را مثل تخم‌مرغ و نان،‌ شیر و پنیر و نان یا حتی فرنی را تهیه کرده و همچنین برای صرف صبحانه به کودک فرصت دهید.

دلیل سوم بی میلی کودکان به خوردن صبحانه ترس و اضطراب کودک است. بعضی از کودکان به دلیل ترس و نگرانی از رفتن به مدرسه، صبح‌ها علاقه‌ای به خوردن صبحانه نشان نمی‌دهند. همچنین مشاجرات و دعواهای پدر و مادر می‌تواند بر اشتهای کودک برای خوردن صبحانه اثر بگذارد و علاقه کودک به غذاهای دیگر به عنوان صبحانه از دیگر علت‌های بی‌میلی بچه‌ها در صبحانه خوردن است.

صبحانه مهم‌ترین وعده‌ی غذایی در روز است که دانش آموزان نباید فراموش کنند.

خیلی‌ها اعتقاد دارند که صبحانه مهم‌ترین وعده‌ی غذایی در روز است. زمانی که شما خوابید، بدن شما مشغول هضم کردن شام دیشب است، پس اولین چیزی بدنتان صبح‌ها به آن احتیاج دارد سوخت بیشتر است! اما در این نوشته دلایل دیگری را برایتان می آوریم تا متوجه شوید که چرا ما اصرار داریم صبحانه باید به یک آیتم همیشگی در صبح‌های شما تبدیل شود:

۱. سوخت و ساز بهتر

خوردن یک صبحانه‌ی سالم می‌تواند به سوخت ساز بدن شما سرعت بدهد! غذای صبح، مانند یک علامت برای مغذ شما می‌ماند که برای شروع به کارش احتیاج دارد. پس یک صبحانه متعادل چیزی است که برای شروع یک صبح پر انرژی به آن نیاز دارید.

۲. شما را از پرخوری باز می‌دارد

اگر شما صبحانه را نادیده بگیرید، هنگام ناهار آنقدر گشنه خواهید بود و اشتهایتان زیاد شده است که تمایل بسیار زیادی به غذاهای حجیم و چرب و چیلی پیدا خواهید کرد. حتی اگر قادر باشید که آن وضعیت را تا شام به تأخیر بیندازید، تمام شب را به هله هوله خوردن سپری خواهید کرد. با این وضعیت، آشکارا به وزن شما افزوده خواهد شد.

۳. نیروی پایه‌ای بدن شما فراهم می‌شود

اگر صبحانه‌ی خود را به اشتباه انتخاب کنید یا اینکه کلاً آنرا نادیده بگیرید، بدنتان نخواهد توانست تا مواد معدنی و ویتامین‌های مورد نیاز روزانه‌اش را تأمین کند. این اتفاق خیلی آرام و بی سر صدا رخ می‌دهد، اما قطعاً تأثیر پر ضرری بر روی سلامتی شما خواهد داشت.

۴. در وسط روز انرژی کم نخواهید آورد

زمانی که شما روزتان را بدون هیچ صبحانه ای آغاز می‌کنید، ظهر احساس می‌کنید که قدرت بدنتان خالی شده است. بدون صبحانه انرژی مورد نیاز برای انجام کارهای صبحتان را پیدا نخواهید کرد.

۵. روحتان را آزرده نمی‌کنید

از آنجایی که بدن شما از احساس گرسنگی خوشش نمی‌آید، شما تمام طول روز تحت تأثیر ذهنی این حس خود خواهید بود. یک صبحانه خوب و مقوی، به شما کمک خواهد کرد که چه در محل کار و چه در منزل، آدم بهتری باشید!

۶. خلق و خویتان را تغییر می‌دهد

یک صبحانه‌ی سالم و کامل از آنجایی که تا زمان ناهار، سطح قند خونتان را تنظیم نگاه می‌دارد، برای خلق و خوی شما معجزه می‌کند!

۷. بر روی حافظه‌ی شما تأثیر می‌گذارد

مطالعات نشان داده است که آن دسته از افرادی که صبحانه می‌خورند، از حافظه‌ی کوتاه مدت بهتری نسبت به کسانی که صبحانه را نادیده می‌گیرند بهره می‌برند.

۸. تأثیر منفی بر غلظت خون

زمانی که به بدن شما برای مدتی طولانی غذا نرسد، مغز شما بر روی ذخیره‌ی انرژی متمرکز می‌شود. همین امر موجب کاهش غلظت خون شما می‌شود. سردرد و احساس گرسنگی، با پرت کردن تمرکزتان از چیزهای مهم، به مشکلات شما خواهند افزود.

مفهوم جهانی سیستم حساب ذهنی (UCMAS)

 برنامه حساب ذهنی UCMAS یک برنامه منحصر به فرد برای رشد کودک است که در سال 1993 توسط دکتر دینو ونگ در کشور مالزی ابداع گردید. این برنامه با استفاده از یک سیستم محاسبه نوآورانه با به‌کارگیری چرتکه سبب پویایی مغز (نیمکره‌ چپ و نیمکره‌ راست) به طور هم ‌زمان می‌شود.

دانش آموزان در سنین بین 5 تا 13 سال با یادگیری محاسبه ذهنی سریع و دقیق ظرفیت ذهن خود را توسعه می‌دهند که این سبب بهبود مهارت‌هایی نظیر مدیریت زمان، تمرکز و توانایی حل مسأله می‌شود که به موفقیت در همه رشته‌ها و زندگی روزمره می انجامد.

برنامه UCMAS نه تنها منجر به ایجاد اعتماد به نفس و تسلط در انجام محاسبات می‌شود، بلکه این برنامه با ایجاد یک چهارچوب زیربنایی سبب توسعه مهارت‌های مورد نیاز یادگیری در مدرسه و زندگی روزمره کودکان می‌‌گردد.

ریشه کلمه چرتکه یونانی بوده و از کلمه abax به معنی تخته محاسبه گرفته شده است و بنا بر یافته‌های تاریخی اولین چرتکه چینی 500 سال قبل از میلاد اختراع شده است. البته مدل پیشرفته‌تر آن یعنی چرتکه‌ای که در حال حاضر از آن استفاده می‌کنیم از حدود 1300 سال بعد از میلاد مسیح در کشور چین مورد استفاده قرار گرفته است.             

چرتکه ابزاری است برای محاسبه چهار عمل اصلی (جمع، تفریق، ضرب و تقسیم) در ریاضی و در حالت پیشرفته‌تر برای محاسبه کسر و ریشه مربع اعداد نیز مورد استفاده قرار گرفته است. 

امروزه مغازه داران آسیایی برای محاسبات خود همچنان از چرتکه استفاده می‌کنند. از جمله کشورها می‌توان ژاپن را که يكی از بزرگ‌ترین توليد‌كنند‌گان لوازم نوين الكترونيكی است نام برد. اولین چیزی که توجه هر مسافر را د‌ر اين كشور به خود ‌جلب می‌كند،‌ استفاد‌ه فروشند‌گان ژاپنی از "چرتكه" است. آن‌هابه کمک چرتکه و مهارت د‌ستشان به‌ سرعت ‌و پس از چند حرکت سريع و ماهرانه، قيمت کالاها را محاسبه کرده و به مشتری می‌گويند.‌

ساختار چرتکه:

چرتکه استاندارد برای انجام چهار عمل اصلی ریاضی مورد استفاده قرار می‌گیرد و می‌توان از آن برای محاسبه ریشه دوم و سوم اعداد نیز استفاده کرد. چرتکه از یک قاب (از جنس چوب و یا پلاستیک) تشکیل شده که چندین میله عمودی در آن جاسازی شده است. هر یک از این میله‌ها تعدادی مهره را نگه می‌دارند که با حرکت مهره‌ها در جهت بالا و پایین میله رقم‌هایی محاسبه می‌گردد. همچنین یک میله افقی نیز فضای داخل قاب را به دو قسمت تقسیم می‌کند که به نام ردیف بالا و ردیف پایین نامیده می‌شوند.

اجزای چرتکه :

برای استفاده از چرتکه، آن‌را بر روی سطح صافی مانند میز یا روی پا قرار می‌دهند و تمام مهره‌های بالا و پایین را به سمت مخالف میله افقی حرکت می‌دهند. ارزش عددی هر مهره در ردیف بالا 5 و در ردیف پایینی معادل 1 است. هنگامی که مهره‌ها به سمت میله افقی حرکت داده شوند در واقع شمرده شده‌اند.

تعلیم و تربیت از دیدگاه کانت

    مساله تعلیم و تربیت بزرگ‌ترین مساله جوامع بشری است. به طوری که ممالک مترقی، ترقی و تعالی خود را مرهون داشتن آموزش و پرورش پیشرفته می‌دانند و ممالک عقب مانده نیز به این دلیل عقب افتاده‌اند که فعالیت دستگاه تربیتی آنان ضعیف و هماهنگ با دیگر دستگاه‌ها نبوده است.

    درباره مساله تعلیم و تربیت، دانشمندان و فلاسفه بزرگ نظریه‌های مهمی ارائه کرده‌اند. یکی از این فلاسفه ایمانوئل کانت، اندیشمند سده ۱۸ است. کانت متدین به دین مسیح بود و از کودکی با تعلیمات اخلاقی این دین پرورده شد و به وجوب حسن عمل اعتقاد راسخ داشت.

به نظر وی: «در جهان دو کار مهم در پیش روی بشر قرار دارد که یکی از آنها تعلیم و تربیت است و دومی حکومت» ، او توضیح می‌دهد، دومی هم که حکومت باشد در حقیقت نوعی آموزش و تعلیم و تربیت مردم است.حاکم از مردم کارهایی را می‌خواهد که انجام دهند و بعکس از کارهایی ایشان را نهی می‌کند، پس تعلیم و تربیت اساسی‌ترین کار در زیر آسمان است. او برای این دو موضوع (سیاست مداری و تربیت فرزند راه‌هایی را پیشنهاد کرده که اگر اعمال شوند، موفقیت‌آمیز خواهند بود. 

ادامه نوشته

هوش های چندگانه گاردنر

با توجه به نظرات هوارد گاردنر ،هوشهای چندگانه هفت راه مختلف برای نشان دادن قابلیت فکری هستند.

انواع هوش چندگانه کدامند؟

هوش دیداری / فضایی

این نوع هوش توانایی درک پدیده های بصری است. یادگیرنده های دارای این نوع هوش ، گرایش دارند که با تصاویر فکر کنند و برای به دست آوردن اطلاعات ،نیاز دارند یک تصویر ذهنی واضح ایجاد کنند. آنها از نگاه کردن به نقشه ها، نمودارها، تصاویر، ویدیو و فیلم خوششان می‌آید.

مهارت های آنها شامل موارد زیر است:

ساختن پازل، خواندن، نوشتن، درک نمودارها و شکل ها، حس جهت شناسی خوب، طراحی، نقاشی، ساختن استعاره‌ها و تمثیل های تصویری (احتمالا از طریق هنرهای تجسمی)،دستکاری کردن تصاویر، ساختن، تعمیر کردن و طراحی وسایل عملی، تفسیر تصاویر دیداری.

شغل های مناسب برای آنها عبارتند از:

دریانورد،مجسمه ساز، هنرمند تجسمی، مخترع، کاشف، معمار، طراح داخلی، مکانیک، مهندس

هوش کلامی/ زبانی

این نوع هوش یعنی توانایی استفاده از کلمات و زبان. این یادگیرنده‌ها مهارت های شنیداری تکامل یافته ای دارند و معمولا سخنوران برجسته ای هستند. آنها به جای تصاویر، با کلمات فکر می‌کنند.

مهارت های آنها شامل موارد زیر می‌شود:

گوش دادن، حرف زدن، قصه گویی، توضیح دادن، تدریس، استفاده از طنز، درک قالب و معنی کلمه ها، یادآوری اطلاعات، قانع کردن دیگران به پذیرفتن نقطه نظر آنها، تحلیل کاربرد زبان

شغل های مناسب برای آنها عبارتند از:

شاعر، روزنامه نگار، نویسنده، معلم، وکیل، سیاستمدار، مترجم

هوش منطقی / ریاضی


ادامه نوشته

ویژگی‌های مدیران پذیرفته شده در دنیای امروز

امروزه غیرقابل پیش‌بینی بودن شرایط اقتصادی محلی و جهانی، تغییر در توقعات نیروی‌کار و پیدایش مدل‌های جدید کسب‌و‌کار که دراثر تغییر در تکنولوژی و الگوهای مصرف رخ‌ می‌دهد، باعث‌شده تا نیاز به مدیریتی قوی و انعطاف‌پذیر برای هر سازمان به اولویت اصلی تبدیل شود.

برخی مدیران صرفا منصب مدیریت را با خود حمل می‌کنند، آنها ممکن است عنوان خوبی در سازمان داشته باشند و دفتر کاری به آنها اختصاص داده شده باشد، اما افراد نسبت به آنها احساس تعهد ندارند، اینگونه مدیران صرفا کارمندانی دارند که طبق قوانین  باید از آنها تبعیت کنند.

 در مقابل مدیرانی هستند که من آنها را رهبران «پذیرفته شده» می‌نامم. این افراد شاید خصوصیات خارجی یک مدیر را نداشته باشند مثلا منصب و درآمد آنها خیلی بالا نباشد اما افراد به سمت آنها گرایش دارند و دوست دارند با آنها کار کنند، تمام تیم حول محور اینگونه افراد دورهم جمع می‌شوند و از این طریق می‌توانند به دستاوردهای بزرگی دست‌یابند.

چه‌چیز باعث این تفاوت می‌شود؟

کلید این تفاوت در دست داستان‌ها و افسانه‌ها است. در تاریخ جوامع تا چندی پیش نیز بسیاری از افراد خواندن و نوشتن نمی‌دانستند، بنابراین هرآنچه درمیان جوامع از بیشترین اهمیت برخوردار بود توسط داستان‌ها منتقل می‌شد، عمیق‌ترین اعتقادات نسل‌ها، تابوها، ویژگی‌های افراد موفق در هر جامعه و همچنین ویژگی‌هایی در فرد که باعث می‌شد او را به‌عنوان راهبر انتخاب کنند، همه در غالب افسانه‌ها منتقل شده‌است.

وقتی برای نخستین بار شروع به توجه در مفهوم داستان‌هایی کردم که بخشی از کودکی اغلب ما را تشکیل می‌دهند مشاهده کردم بیشتر آنها در مورد فردی است که پس از غلبه بر شرایط سخت به منصب رهبری لایق دست‌می‌یابد. در اغلب این داستان‌ها جوان فقیری وجود دارد که در ابتدا ویژگی مهم و قابل‌توجهی ندارد اما در روند داستان و طی عبور از آزمون‌های خاص، در هر مرحله ویژگی‌های شخصیتی بارزي از خود را به‌نمایش می‌گذارد که درنهایت باعث می‌شود بتواند جان پرنسس را حفظ کند و به سمت حاکمی عادل و محبوب دست‌یابد. به‌نظر اینگونه می‌آمد که الگوهای شخصیتی این فرد در طول زمان و در فرهنگ‌های مختلف ثابت مانده بود.

من نزدیک به یک سال برای شفاف‌سازی این ویژگی‌ها زمان صرف کردم و سرانجام زمانی که توانستم کدهای موجود دراین داستان‌ها را دریابم آنهارا با همکارانم درمیان گذاشتم و تقریبا بدون استثنا ازسوی آنان نیز مورد تایید قرار گرفت. 

من و همکارم تاکنون به مدت 15 سال از این مدل برای کمک به افرادی استفاده کردیم که در سطوح مختلف سازمان‌ها مشغول فعالیت بودند و از این طریق به آنها آموختیم که چگونه مانند یک رهبر فکر و رفتار‌کنند. ما به این نتیجه رسیدیم که یادگیری این شش ویژگی، چارچوبی مفید و عملی را به افراد ارائه می‌دهد که از طریق آن می‌توانند به خوداندیشی و ترقی دست‌یابند و کتاب Leading So People Will Follow را با هدف اینکه بتوانم این چارچوب را با طیف وسیع‌تری از مردم به اشتراک بگذارم نوشته‌ام. 

پس از مطالعه صدها داستان از سراسر جهان دریافتم که مردم به دنبال شش ویژگی هستند تا درصورت تشخیص آنها در یک فرد او را به عنوان مدير «پذیرفته‌شده» خود انتخاب کنند: دوراندیش، پراشتیاق، شجاع، با درایت، سخاوتمند و قابل اطمینان.

دوراندیش:

مردم به‌دنبال رهبرانی هستند که بتوانند فراتر از امروز را ببینند. آنها دوست دارند بدانند یک طرح جامع وجود دارد که آنان را از شرایط سخت گذار به‌سلامت عبور می‌دهد، فردی که چشم‌انداز خود را به‌شیوه‌ای تاثیرگذار بیان‌می‌کند، به‌خصوص برای کسانی‌که در راستای رسیدن به این چشم‌انداز به آنها نیاز دارد. او می‌تواند بر دیدگاه خود باقی بماند و زمانی که دیگران درجریان مشکلات جاری اهداف اصلی خودرا گم کرده‌اند، آنها را به مسیر اصلی بازگرداند. 

اگر مدیران تنها بر بحران‌های موجود تمرکز کنند، تلاش او تنها به حفظ وضع موجود محدود می‌شود و این مانع از یافتن راه‌هایی ابتکاری برای ارتقاي کسب‌و‌کار می‌شود.

همچنین مردم همواره به این توجه می‌کنند که آیا آینده‌نگری رهبران برمبنای درک بالای آن‌ از چیزهایی است که برای پیشرفت کسب‌و‌کار لازم است یا تنها منافع و محبوبیت خود را در این راستا در نظر‌می‌گیرند. این رهبر باید به‌گونه‌ای آینده ‌را طرح‌ریزی کند که مطابق با آرمان‌های افرادش باشد و تنها در این صورت است که می‌تواند در مسیر مدیریت خود همکارانی همدل برای خود بیابد. 

این رهبران در شرایطی که همه دشواری‌ها و بن‌بست‌ها را می‌بینند، راهی برای پیشرفت می‌یابند. در دهه اول قرن بیستم، زمانی که اقشار ثروتمند آغاز به استفاده از اتومبیل کردند، مردم آن را وسیله‌ای غیرقابل اطمینان و وسیله‌ای فانتزی و بیهوده می‌دانستند که هیچگاه نمی‌تواند جایگزین اسب شود، در آن زمان تجسم هنری فورد از جامعه‌ای که در آن هر خانواده یک اتومبیل داشته‌باشد، مضحک و حتی خطرناک به نظر می‌رسید. اما شفافیت این دیدگاه و پافشاری فورد بر دستیابی به‌آن، حمایت افرادی را برای او به ارمغان آورد که برای تبدیل این دیدگاه به واقعیت به آنها نیاز داشت.

پراشتیاق:

اشتیاق در رهبر به چه معنا است؟ 

این ویژگی به معنای تمرکز وسواس‌گونه بریک ایده نیست به‌گونه‌ای که مانع از دیدن گزینه‌های موجود و گاهي بهتر شود، بلکه تعهدی خالص و پایدار بر چیزی است که پرمعنی است، این چیز می‌تواند یک هدف، اصل یا مجموعه‌ای از اعتقادات باشد و این تعهد یعنی اعتقاد کامل به درستی یک‌چیز و تلاش پایدار برای رسیدن به آن به‌‌رغم وجود موانع و مشکلات. افرادی که با این رهبران کار می‌کنند نگران نیستند که رهبرانشان در مواجهه با مشکلات از ایده‌آل‌ها و اصول خود صرف‌نظر کنند، پس اشتیاق با تعصب و انعطاف‌ناپذیری متفاوت است. یک مدیر مشتاق از گفت‌وگو با اطرافیان استقبال می‌کند و حتی آنان را تشویق به این کار می‌کنند چراکه می‌خواهد آنها نیز در روند تلاش او سهیم باشند نه اینکه به آسانی و بدون توجیه شدن هرآنچه که به آنها گفته ‌می‌شود را بپذیرند. چنین مدیری هیچ‌گاه به کارکنان خود نمی‌گوید: «این یک روش درست است و همه باید آن‌را انجام‌دهیم.» بلکه می‌گوید: «من فکرمی‌کنم این یک روش درست است، اگر شماهم اینگونه فکر می‌کنید چگونه می‌توانیم آن را به اجرا درآوریم؟» در واقع دراین روش او از اطرافیانش کمک می‌خواهد و این توانایی را دارد تا به‌گونه‌ای قانع‌کننده و دعوت‌کننده درمورد اشتیاق خود سخن‌گوید تا افکار افراد درمورد طرح به‌چالش کشیده‌ شود.

چرا مردم به‌دنبال اشتیاق در رهبر خود هستند؟ ما همواره به‌دنبال راهی هستیم که نشان دهد گزینه‌های درستی را در زندگی انتخاب کرده‌ایم وقتی رهبری اشتیاق دارد، حس قدرت و اطمینان را در اطرافیانش جاری می‌کند، این حس نوعی اعتماد به رهبر را ایجاد می‌کند که منجر به بهترین تلاش افراد می‌شود. 

  

ادامه نوشته